مدح و مناجات با حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام
ما زائـران صحـن تو هـستـیـم از قـدیم همسایگـان شـهـر تو، یا سـیـدالـکـریـم مِهرت به جان مردم این مُلک، جا گرفت با تو رواست، وادی ری را طلا گرفت خـواندی حدیث یار و روایـات دلـبری با توست، نور موسوی و عطر عسکری ای با جواد، همسخن! از جود او بخوان با تشنگـان نـور، از آن ماهـرو بخوان ای بـاب عـلـم، آن دل بابالجـوادیات با ما بگو از آنچه شـنـیدی ز هـادیات از دست او، تو جام کرامت گـرفـتهای در معـرفـت، نـشـان ولایت گـرفـتهای علمت، عـظیم بوده و عشقت عـظـیمتر سـادات با کـرم، حـسـنـیهـا کـریـم تـر در بخـشش و عـطا، حسنیها سرآمدند آئـــیـــنــۀ کــرامــت آل مــحـــمــدنـــد نامت گره به نام حسن خورده پس تمام حاجت رواست، زائر این صحن، والسلام گـفـتـم حـسـن، هـوای دلـم دلـبـرانه شد احـسـاس شعر من، چقـدَر مـادرانه شد ای زادۀ مدیـنه! بخـوان از هـوای یاس از کوچههای غـم زده، از قـبر ناشناس باران اشک، کنج ضریحت چه دیدنیست در این حریم، روضه، دوچندان شنیدنیست عمری علم به دوش، شدی ناصر حسین بـاید که زائـر تو، شـود زائـر حـسـیـن تهـران بدون قـلبـهات آرامـشی نداشت این شهر، بیوجود شما ارزشی نداشت گـشتی طـبـیب، تا غـم دل را دوا کـنیم تا خاک را به یک نظرت کـیـمیا کـنیم در این حـریم، جَـلد تو شد، یا کـریم ما بر ما بتـاب، حـضرت عـبدالعـظـیم ما شاها! مـحـبـتت به گـدایان رسیده است بگشای باز سفره، که مهمان رسیده است همسایهات شدیم و چه زیباست سرنوشت روزی که همنشین تو باشیم در بهشت |